افتادن بند ناف
سلام عسل مامان نمیدونم تو دنیا چی از همه چی شیرین تر ولی تو برای من مثل اون شیرینی اما ماجرای بند ناف امروز 28 اسفند و دیشب ساعت سه نیم شب وقتی اومدم پوشاکت و عوض کنم افتاد ما خونه بابا جونی بودیمهمون موقع بابا رو از خواب بیدار کردم بابایی خدا رو شکر کرد حسابی خوشحال شدیم باباجونی هم برامون چایی درست کرد خوردیم من که تو پوست خودم نمیگنجیدم چون احساس میکردم خیلی با اون بند ناف اذیت میشی و وقتی افتاد انگار دنیا رو به من دادن چون تو دیگه اذیت نمیشدی اینم عکسش
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



افتادن بند ناف
